با سلام
عبارت ذيل که برايتان ميفرستم مرا به شبهه انداخته و متزلزل ساخته، ميترسم ساختمان اعتقادم فرو ريزد،هرچند قلبم گواهي ميدهد که حتماً بايد توضيحي وجود داشته باشد، خواهشمندم راهنمايي بفرماييد.

با سلام و تشکر از شما دوست عزيز که قبل از اينکه هر گونه قضاوتي بکنيد و نتيجهاي بگيريد، سوال کرديد.
اما جواب:
کسي که اين ترجمه را کرده پيداست که نه با زبان عربي آشنا بوده است و نه با کتب حديثي و روش نگارشي آنها، چرا که هم ترجمه را غلط فهميده و هم عبارت نويسنده و شارح را با متن حديث اشتباه گرفته و مخلوط کرده است، کاش شما دوست عزيز آدرس اين آقا و کتابش را نيز به ما ميداديد تا ارادتمان به ايشان کامل شود.
توضيح اينکه؛
اولاً؛ بعضي از قسمتهاي اين کلام، ناقص نقل شده، که بنده متن صحيح را مطابق با نسخه اصلي از بحارالانوار و مستدرک الوسايل که کاملتر است براي دوستان ميآورم:
بحارالأنوار 64 176 باب 9- أصناف الناس في الإيمان .....
13- مع، [معاني الأخبار] بالإسناد المتقدم عن الحسن بن يوسف عن عثمان بن جبلة عن ضريس بن عبد الملک قال سمعت أبا عبد الله ع يقول نحن قريش و شيعتنا العرب و عدونا العجم، بيان و شيعتنا العرب أي العرب الممدوح من کان شيعتنا و إن کان عجما و العجم المذموم من کان عدونا و إن کان عربا
مستدرکالوسائل 15 483 52- باب نوادر ما يتعلق بأبواب کتاب
لَمَّا وَرَدَ سَبْيُ الْفُرْسِ أَرَادَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ بَيْعَ النِّسَاءِ وَ أَنْ يَجْعَلَ الرِّجَالَ عَبِيدَ الْعَرَبِ فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ أَکْرِمُوا کَرِيمَ کُلِّ قَوْمٍ قَالَ عُمَرُ قَدْ سَمِعْتُهُ يَقُولُ إِذَا أَتَاکُمْ کَرِيمُ قَوْمٍ فَأَکْرِمُوهُ فَإِنْ خَالَفَکُمْ فَخَالِفُوهُ فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع هَؤُلَاءِ قَوْمٌ قَدْ أَلْقَوْا إِلَيْکُمُ السَّلَمَ وَ رَغِبُوا فِي الْإِسْلَامِ
ثانياً؛ اين عبارت از دو بخش تشکيل شده است، يک بخش، متن حديث است و بخش ديگر کلام شارح است و امّاً متن حديث، تنها اين قسمت است که ميفرمايد: «نحن قريش و شيعتنا العرب و عدونا العجم»، و تا قبل از کلمه «بيان» که شارح روي آن خط کشيده تمام ميشود و از آن جا به بعد همه عبارت اوست نه حديث.
ثالثاً؛ اينکه شارح ميفرمايد: «بيان اي العرب الممدوح من کان شيعتنا و ان کان عجماً و العجم المذموم من کان عدونا وان کان عرباً»، ترجمهاش اينست که:
بيان مطلب اينکه عربي که شيعه ما باشد ممدوح و شايسته است(پس معيار شايستگي، شيعه بودن است) اگر چه عجم و غير عرب باشد و اما عجم (غير عربي) که دشمن ما اهل بيت باشد مذموم و ناشايسته است (پس معيار مذموم بودن، دشمني با اهل بيت است) اگر چه عرب باشد.
ضمناً مقصود حديث با اين توضيح روشنتر ميشود که؛
عربها روي تعصّبي که به قوم و نژاد خويش داشتند فقط عرب و نژاد خود را خودي ميدانستند و عجم(غير عرب) را غيرخودي و بيگانه ميشمردند و اين حديث در مقام زدودن و ردّ اين تعصّب آمده است، يعني همانطور که شارح حديث فرموده است مقصود حديث اينست که خودي و انسان ممدوح و پسنديده کسي است که شيعه ما باشد ولو عجم و غير عرب باشد و بيگانه کسي است که دشمن اسلام و اهل بيت است اگر چه عرب باشد(پس در واقع عرب يا غير عرب بودن وجه امتيازي نيست).
رابعاً؛ آنجا که نقل ميکند؛ «لمّا ورد سبي الفرس أَرَادَ عُمَرُ بْنُ الْخَطَّابِ بَيْعَ النِّسَاءِ وَ أَنْ يَجْعَلَ الرِّجَالَ عَبِيدَ الْعَرَبِ.....» ترجمهاش اينست که:
هنگامي که اسيران ايراني وارد مدينه شدند خليفه دوم خواست که زنهايشان را بفروشد و مردانشان را بردگان عرب قرار دهد.....
ضمناً اين هم جالب است که دنباله حديث را اين آقا نياورده است، چه اينکه در ادامه حديث آمده است که؛ فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ ص قَالَ أَکْرِمُوا کَرِيمَ کُلِّ قَوْمٍ.....
در اينجا اميرالمومنين ع (عليّ بن ابيطالب ع) اعتراض کرد که اينکار را نکن و اين حق را نداري چرا که رسول خدا ص فرموده است که بزرگان و گراميان هر قومي را گرامي بداريد.....
*******
حال با دقت به ترجمه و توضيحي که عرض شد، قضاوت کنيد که معنا چقدر متفاوت بوده است با آنچه اين آقا بيان کرده، ببينيد وقتي دين و متون ديني ما به دست افراد غير متخصص و نا آشنا ميافتد به چه سرنوشتي دچار ميشود!
دوستان جوان هم بايستي دقت کنند و به هر سخني گوش دل فرا ندهند مگر آنکه اهليت داشته باشد.
«فاسئلوا اهل الذکر ان کنتم لاتعلمون»