با سلام
يه سوال داشتم اونم اينکه :مگر انسان براي شناخت خدا و در حقيقت پيمودن راه تعالي خلق نشده !
ولي به گفته بعضي از روحانيون در بهشت حوري ميدن و آدم از مقاربت با اون حوري هرگز خسته نميشه يعني نه
ميل کم ميشه و نه از نظر مادي که اگه اين مورد قبول کنيم پس براي توقف اين کار دليلي نداره ... پس پيمودن را
متعالي انسان چي ميشه!!؟؟
ببينين من ميگم زماني که انسان يه مقدار بسيار بسيار کم هم که شده به خدا نزديک ميشه به لذتي به انو دست
ميده به طوري که قابل قياس با هيچ لذت دنيوي نيست و نقطه مقابل اون هم همون عذاب وجدان پس از انجام دادن
يه گناه، من ميگم چون در اون دنيا حجابها کمتر ميشه اين لذتها و عذابها بيشتر ميشه و در واقع اين همون بهشت
و جهنم موعوده , من روي اين مطالب خيلي فکر کردم و به نظرم اين وعدههاي حوري و غيره فقط براي جلب نظر يه
عده هواي نفس پرست بوده . . .
و اگه فرض کنيم حوري هم باشه اگه از شما بخوان بين حوري و نگاه خدا به خودتون يکي رو انتخاب کنين کدومو
انتخاب مي کنين در حالي که لذت نزديک شدن به خدا رو بدون اين حجابها چشيده باشيد مگر انسان براي شناخت
خدا و در حقيقت پيمودن راه تعالي خلق نشده؟ پس چرا ميگن لذتهاي بهشت عبارتاند از حوري و خوردني ووو اين
ها که همون لذتهاي دنياست ديگه، تازه ميگن از اينها خسته هم نميشه پس دائم سرش به همينها گرمه ديگه؟!
پس تعالي که گفتند يعني همين؟!
با سلام
اولا اينکه انسان در بهشت از حوريان و يا هر نعمت ديگري خسته نميشود براي اينست که در آنجا محدوديتهاي عالم مادي وجود نداره و مثلا اينطور نيست که با خوردن يا نوشيدن شکم انسان پر بشه و ديگه جا نداشته باشه و از اينجا معلوم ميشود که نعمتهاي آن جهان اساساً از سنخ اين دنيا نيست و حتي قابل مقايسه با دنيا هم نيست و تنها شباهت اسمي دارد و لذا در بهشت به طور کلي هيچ رنج و زحمتي نيست و همه رنجها تا قبل از رسيدن به بهشت تمام ميشود، حوري يا هر نعمت و لذت ديگري که شما در بهشت فرض کنيد مانند اين لذات دنيايي نيست که همراه با رکود و خستگي و زدگي است و گفتني است که حقيقت نعمتهاي بهشتي باطن اعمال خود ماست مثلا همين حورالعين نه انسان است و نه ملک بلکه حاصل اعمال نيک مومن در دنياست بلکه باطن عمل اوست در واقع مومن در آن سرا با باطن اعمال خود محشور است، مثلا همين اشک چشم شما در نيمههاي شب است که به شکل حوري بهشتي تجلي پيدا کرده و يا همين حسن خلقي که شما در اين دنيا داريد و البته در همين دنيا هم از خُلق نيکوي خود لذت ميبريد و آرامش مييابيد، در بهشت به صورت نعمتهاي بهشتي جلوه ميکند و همين لذت به مراتب برکت يافته و به شما بازميگردد ثانيا بهشت داراي مراتب است و اين نعمتهاي بهشتي از قبيل حورالعين براي پايينترين مرتبه بهشت است که گاهي از آن به بهشت جسماني يا بهشت عوام ياد ميشود اما در مراتب بالاتر بهشت لذتهاي روحاني مخصوصي هم هست که اهلش از آن بهرمند هستند مانند لذت لقاء که فوق تمام مقامات و فوق تمام لذتهاي بهشت است.