فاقم وجهک للدين حنيفا ، فطرت الله التي فطر الناس عليها، لاتبديل لخلق الله ، ذلک الدين القيم و لکن أکثر الناس لايعلمون
روي دلت را سوي اين دين اعتدال گردان و برآن پايدار باش، آييني برخاسته از فطرت الهي که قلوب انسانها آن را ميطلبد، چرا که بر آن سرشته گشته، اين آفرينش توحيدي تغيير پذير نخواهد بود، اين است ديني که تکيهگاهي استوار است، هرچند اين حقيقتي است که بيشتر مردم آن را نميدانند.
ترجمه از مدير وبلاگ
سلام، خسته نباشيد
آيه بسيار زيباييه ولي يه سوالم برام پيش اومد؛ اينکه ميگن فلان خصوصيت فطريه يعني چي ؟
با سلام
ويژگيهايي است که از بدو آفرينش انسان در او نهاده شده است به عبارتي اقتضاي آفرينش اوست و لذا هميشگي و همگاني و غير قابل استثناء است .
ممکنه اين سوال پيش بياد که در آيه اومده که دين خدا فطري انسانهاست با اين حساب پس چرا ميبينيم که خيليها اصلا ايماني به خدا ندارند خيليها هم عملا مثل کافران هستند؟
نکته اينجاست که ويژگيهاي فطري در وجود آدمي به صورت يک استعداد ناخودآگاه است و براي تکاملش نياز به آگاهي و پرورش دارد به عبارتي نقش سرمايه را دارد، براي رشد و تکاملش نيازمند به آگاهي و بهکارگيري دارد و يا مانند بذري است که براي به ثمررسيدن محتاج رسيدگي است بنابراين، فرق مومن و کافر دراين است که اولي به فطرت خويش آگاهي يافته و سعي در رشد آن دارد ولي کافر آنرا فراموش کرده و رفتاري درتضاد با فطرت خويش در پيش گرفته است و الا در اصل وجود آن سرمايه و آن بذر الهي در ضميرشان تفاوتي ندارند
سلام
اينطور که من از مجموع اين مطالب فهميدم نظر شما اينه که با دادن آگاهيهايي ميتونه اين فطرت رشد کنه درسته ؟ حالا سوال اينه که اين آگاهيهارو از چه راهي ميشه بدست آورد ؟
با سلام
بله درسته، تحصيل آگاهيهاي لازم براي به فعليت رساندن فطرت توحيدي دريک دستهبندي کلي دوچيز است يکي برهان عقلي قطعي و ديگري دليل معتبر تعبدي که گاهي در دو کلمه گفته ميشود عقل و شرع . تنها اين دو راه است که ميتوان از آن دفاع کرد و برآي آن استدلال آورد ولي راههاي ديگر همگي داراي اشکالات جدّي هستند و نميتوانند حجت باشند فلذا نميتوان ازآن پيروي کرد
سلام...از پاسختون ممنون
گفتيد:«دليل معتبر تعبدي» ميخوام بدونم مقصود چيه ؟ چه چيزهاييرو شامل ميشه ؟
با سلام
بعضي از حقايق را عقل انسان به کمک برهان فلسفي و استدلال منطقي کشف ميکند مثل اينکه کشف ميکند که اين جهان را خدايي است و سخنش راست است و از دروغ و ظلم منزه است، اين حقيقتي است عقلي اما بعد از اينکه اين حقيقت عقلي براي ما ثابت شد آنگاه اگر از راهي معتبر براي ما ثابت شود که خداوند مطلبي را فرموده است ما نيز آن مطلب را ميپذيريم و ايمان ميآوريم ولو اينکه خودمان مستقيماً به آن مطلب نرسيدهايم و علت و فلسفه آن را درک نکرده باشيم، به چنين دليلي ميگويند دليل تعبدي يعني دليلي که منشأ پذيرش ما اطمينان و ايمان به گوينده آن است که البته مصاديق اين دليل تعبدي يا به عبارتي منابع تعبدي در اسلام به صورت کلي دو چيز است؛ يکي کتاب خدا يعني قرآن کريم و ديگري سنت و به عبارتي گفتار و رفتار پيغمبر اکرم صلياللهعليهوآلهوسلم، که البته اينها را ما توسط علماي اسلام اخذ ميکنيم.