سوال :
چرا ولي فقيه بايد روحاني باشد؟
اين سوال چنانکه درظاهر سوال اومده پاسخ آن در اين است که روحاني و فقيه معنا بشن، عرض ميکنم روحاني يعني کسي که در علوم ديني تحصيل وتحقيق ميکنه و مسئوليت پاسخ گويي به سوالات و نيازهاي ديني مردم رو در عرصه اجتماعي و فردي به عهده ميگيره و فقيه عبارت است از روحانياي است که در اين مسير تحصيل و تحقيق به درجه تخصص رسيده باشه بنابراين معلوم ميشود که فقيه يعني روحاني متخصص اما اين سوال به گونه ديگري هم ميتونه طرح بشه که البته احتياج به مجال بيشتري داره.
سوال :
با سلام
البته اگر فلسفه ي اين لباس را بدانم مي تونه تا حدودي راهگشا باشد ولي اصل سوال من اين است که چرا ولي فقيه بايد روحاني باشد مگه نمي شه يک فرد بدون لباس روحاني ولي با داشتن ديگر صلاحيت ها ولي فقيه باشد؟
سلام عليکم
اگر صرفا ً از نظر فردي به قضيه نگاه کنيم جواب اينه که بله ميشه تصور کرد که کسي فقيه باشه يعني متخصص در فقه اسلامي باشه ولي اين لباس رو نداشته باشه اصلاً اجازه بديد من سوال شما رو گستردهتر کنم، عرض ميکنم اين مسئله اختصاصي به وليّ فقيه نداره يعني شامل هر فقيهي ميشه به عبارتي شامل مراجع تقليد هم ميشه يعني سوال کنيم؛ آيا نميشه مرجع تقليد ما اين لباس رو نداشته باشه؟، شامل پايينتر از فقيه هم ميشه يعني شامل تمام روحانيون ميشه پس اساسا ً سوالرو اين طور مطرح کنيم که آيا نميشه روحانيون اين لباس رو نپوشند؟ درعين حال از علم و تخصص و کارائيشون هم استفاده بشه؟ ملاحظه ميفرمائيد که اين اِشکال فقط متوجه شخص وليفقيه نيست بلکه شامل همه اقسام روحانيون ميشه پس حال که اشکال گسترده است جواب هم بايد گسترده باشه، پس بازگشتيم به سوال از فلسفه و فائده اين لباس به طور کلي.
اما در جواب عرض ميکنم واقعا ً اينطور نيست که اين لباس علم يا توانائيهاي فردي شخصرو بالا ببره، بنده حقير نيز به لطف خداوند روحاني هستم ولي هنگامي که در منزل نشستهام و مشغول نوشتن يا مطالعه هستم عِمامه بر سرم نيست اما اينطور نيست که وقتي عِمامه گذاشتم علمم بيشتر شود! و يا قبل از آن کمتر باشد! بنابراين وجودِ اين لباس بطور مستقيم هيچ تاثير فردياي ندارد عمده سخن در تاثير اجتماعي آناست، خدمتتان عرض ميشود يکي از اصول بسيار مهم از منظر روانشناختي و جامعهشناختي اسلامي اين است که هر مکتبي (چه الهي و چه غيرالهي) براي حيات و ظهورش در عرصه اجتماعي به يک سري لوازمي نيازمند است يکي از آن لوازم نمادهاي اجتماعي آن مکتب است(که در لسان ديني به آن شعائر گفته ميشود و آن عبارت است از هر چيز محسوسي که بيانگر يک فرهنگ و يادآور ارزشهاي آن مکتب باشه، مثل مساجد، حسينيهها، گنبد و بارگاههاي معصومين عليهمالسلام، طرز لباس پوشيدن مثل حجاب و لباس روحانيون، انگشتر عقيق و امثال آن، مراسم حج، شادي در ايام ولادت ائمه ع و عزاداري وسياه پوشيدن در ايام شهادت آنها و يا مثلا مجسمه عيسي ع و صليب در آيين مسيحيت و يا لباس پدران روحاني آنها و...)، هر چه اين نمادها حساب شده تر، بيشتر و گستردهتر باشد آن مکتب زنده تر، پوياتر، ماندگارتر و سرعت و قدرت تاثير و انتشار آن بيشتر خواهد بود، و به همين دليل است که در قرآن کريم برآن تاکيد شده است « وَ مَن يُُعَظِّم شََعائِرَاللهِ فَانِِّها مِن تَقوَي القُلُُوب »(حج-32) يعني : هرکس شعائر الهي را بزرگ شمارد اين نشانه تقواي قلبي اوست. و براي همين است که دشمنان اسلام به انحاء مختلف سعي در از بين بردن اين شعائر دارند و تاريخ در گذشته و حال شاهد اين قضاياست( مثل محو بارگاه اباعبدالله الحسين ع بارها توسط خلفاي جائر، مُکلا کردن روحانيون به جبر و زور، تخريب بقيع و....) چون اينها فهميدهاند که چه آثاري بر اين شعائر مترتبه و موجب بقاء و پيشرفت اسلام ميشه لذاست که سعي در ازبين بردن يا مخفي کردن آن يا منفور جلوه دادن آن با ابزارهاي مختلف مثل فيلمها و رسانههاي مختلف دارند، چندي پيش ديدم در يک فيلم آمريکايي (با استفاده از هنرپيشههاي معروف هاليوود و لطائف بسيار تأثيرگذار) دقيقاً سعي شده بود درتخريب و تنفير نمادهاي اسلامي از جمله «عِمامه»، هم سياهِ آن هم سفيدِ آن، راستي چرا اين همه هجمه عليه نمادهاي اسلامي صورت ميگيره؟ آيا غير از اين است که آنها فهميدهاند که اگر موفق بشوند اين نمادهارو به هر نحوي تخريب کنند اين منجر خواهد شد به نابودي يا حداقل انزواي اسلام در عرصه جهاني، اينها سبب ميشود که ما در مقابل در مقام دفاع بربياييم با حفظ و پاسداشت اين شعائر، ناگفته نماند(هرچند که ناگفته هاي زيادي هست افسوس که مجال گفتنش نيست) که اين شعائر اختصاصي به اديان و مکاتب نداره بلکه شامل ارگانهاي درون يک نظام هم هست مثلا پزشکان يا نيروهاي نظامي و پليس،ملاحظه ميفرماييد که هرکدام لباس و نشانهاي مخصوصي دارند(وحتي سعي ميشه که زيباتر و موثرتر انتخاب شوند) که به اين سبب شناخته ميشوند و بهتر مورد دسترسي مردم قرار ميگيرند و باعث ميشه دائره فائده و خدمت رساني آنها بيشتر بشه، پسربچهاي که درخيابان راه منزلرو گم کرده، پدر و مادر يادش دادند که به آقاي پليس مراجعه کنه و اين پسربچه پليس رو از روي لباسش ميشناسه، دوستي ميگفت خب اينها فقط وقتي سرپست هستند مثلا ساعت اداري لباس مخصوصشونو ميپوشند ولي روحانيين هميشه ميپوشند و ساعت خاصي نداره، عرض کردم براي اينکه روحاني هميشه سرپسته، پست او حضور دربين مردمه، لذا نه ساعت خاصي ميشناسه و نه مکان خاص، هرجا و هر وقتي که حضوري اجتماعي داشته باشه کسوت او هم بايد ظهور داشته باشه، بارها در کوچه و خيابان با مردم از اقشار مختلف برخورد داشتم که مسائلشون رو درميان گذاشتند و موفق شدم کمکشون کنم و اين بخاطر همين لباسه، گاهي که موفق ميشم به مسجد جمکران يا کوه برم با جووناي عزيز برخورد ميکنم، باهم صحبت ميکنيم و گاهي تبديل ميشه به يک جلسه بدون اينکه قرار قبلي يا سابقه آشنايي وجود داشته باشه و اين يعني حضور و زنده بودن اين مکتب در عرصه اجتماعي که از برکت همين لباسه، چرا در روايات ما آمده که نگاه به کعبه، به عالم، به خانه عالم و... عبادته؟ اين يک واقعيتي است که نگاه در روح و جان انسان تاثير داره و لذا در دين ما به حفظ شعائر تاکيد شده،ضمناً از همين جا معلوم شد که نگاه کردن به شعائرالهي يکي از مصاديق ذکر است همان ذکري که در آيات و روايات اسلامي سفارش اکيد شده است.
در پناه خدا باشيد، با آرزوي موفقيت.